نکته های زیبا

 

هر وقت در خیانت و فریب دادن کسى موفق شدى،

به این فکرنکن که اون چقدر احمق بوده،

 

به این فکرکن که اون چقدر به تواعتماد داشته ... !

Image result for ‫مطالب گیله مرد در باره ظلم‬‎

آدمی را امتحان به کردار باید کرد نه به گفتار، چه بسیارند مردمی که زشت کردار و نیکو گفتارند ...

Image result for ‫مطالب گیله مرد در باره ظلم‬‎

  کسی باش که عمری با تو بودن، یک لحظه ؛

  و لحظه ای بی تو بودن، یک عمر باشد .


بیخودی به خودتان  زحمت ندهید!

این بذرهای تنفر که در دلم می کارید

هرگز جوانه نخواهد زد…

Related image

/ 3 نظر / 166 بازدید
وبسايت اصفهان من بزرگترين نيازمنديهاي رايگان کشور

خوشحال ميشم به منم سر بزني! يک سيستم وبلاگ دهي جديد را باش آشنا شدم امکانات خوبي داره اونجا هم ميتوني وبلاگ بزني پارس بلاگ دات ايکس واي زد parsblog دات ايکس واي زد parsblog دات xyz [گل][گل] -------------------------------حالا چند تا آگهي بازرگاني-------------------- تبديل وب لاگ شما وبلاگنويس محترم به يک وب سايت با کمترين هزينه هاست رايگان يک ساله هديه من به شما شما فقط هزينه ثبت دامين مورد نظر خود را براي يک سال بدهيد و هاستينگ رايگان داشته باشيد براي کسب اطلاعات بيشتر با اي دي من در تلگرام مکاتبه کنيد @updap -------------------------------------------- بزرگترين آپلود سنتر براي ايرانيان امکان کسب در امد روزانه از تعداد دانلود فايل هاي شما همين الان با مراجعه به وب سايت زير اکانت خود را بسازيد updap دات کام آپ دپ دات کام ---------------------------------------------------------- يک سايت رايگان براي ارسال آگهي هاي شما بزرگترين سيستم نيازمنديهاي رايگان ايران همين الان آگهي خود را منتشر کنيد esfahan.me

باران یعنی تو برگردی

"یک"ی بود ... که همه چیز و همه کس بود! "یکی" بود ... که همه کس بود! "یکی" بود ... که "یکی" نبود! "یکی" بود ... "یکی" نبود! غیر از خدای مهربون ... هیچ کس نبود ... از کودکی ها مادرها هر شب به گوشمان خوانده اند که جز خدا سَرت را به جایی گرم نکن که نیست ... دیگری نیست ... گشتیم و نبود ... تو نگرد ... همه اوست و همه دست اوست... اما وقتی بزرگتر شدیم ، حرص و آز و آرزو هایمان را هم با خودمان بزرگ کردیم ... آنقدر بزرگ که در میانشان گم شدیم ... حتی خودمان را گم کردیم ... "خود" ِ خودمان را گم کردیم ... چنان غرق شدیم که تا وقتی چشم از این زندگی نبندیم، نمی فهمیم ... همه این مدت او دیده ما بود و میدید ... گوش ما بود و میشنید ... دست ما بود و انجام میداد ... و اینقدر به ما نزدیک بود و ما از او آنقدر دور! نمیفهمیم که غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود ... همان "یک" ی بودی که همه چیز مان بود ... اما باز امان از این همه زنجیر که ما را به زمین بسته است ... زمینی پر از تشویش و اضطراب و دلهره زمینی پر از ناحق و ظلم و ستم زمینی پر از دوری از او زمینی پر ا