نصیحت پیرمرد

روزی جوانی از پیری نصیحت خواست.

پیرمرد گفت: ای جوان !!

قرآن بخوان قبل از آنکه برایت قرآن بخوانند!

نمازبخوان !! قبل از آنکه برایت نماز بخوانند!

از تجربه دیگران استفاده کن !! قبل از آنکه تجربه دیگران شوی!

خدا هست ....

 

مردم شهر بگوشید؟

 

امشب همه میکده را سیر بنوشید

 

با مردم این کوچه و آن کوچه بجوشید

 

دیوانه و عاقل همگی جامه بپوشید

 

در شادی این کودک و آن پیر زمینگیر

 

  و فلان بسته به زنجیر

 و زن و مرد بکوشید

 

امشب غم دیروز و پریروز و فلان سال

 

 و فلان حال و فلان مال که بر بادفنا رفت

 

نخور.....

 

 جان برادر به خدا حسرت دیروز عذاب است

 

مردم شهر به هوشید؟

 

هرچه دارید و ندارید بپوشید

 

 و برقصید و بخندید

 

 که امشب سر هر کوچه خدا هست

 

نه یکبارو نه ده بار که صدبار به ایمان و تواضع بنویسید

 

سر آن سفره خالی که پر از اشک یتیم است

 

خدا هست…..

 

پشت دیوارگلی پیر زنی گفت :

 

خدا هست

 

آن جوان با همه خستگی و در به دریها سر تعظیم فرو برد و چنین گفت :

 

خدا هست

 

کودکی گفت کنار تخته.....

 

گوشه تیره این تخته نوشت :

 

در دل کوچک من درد زیاد است ولی یاد خدا هست

 

مادری گفت : دلم می لرزد:

 

کودکانم چه بپوشند؟

 

چه بگویم که بدانند نداری درد است!

 

 پدری از شرم سرش پایین بود....

 

زیر لب زمزمه می کرد :

 

خدا هست

 

عکس کودک خنده دار bache bamazeh ...


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: اخبار


تاريخ : ۱۳٩٥/٥/۳۱ | ۸:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : گروه های آموزشی | نظرات ()
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.
RSS Feed


  • شهید
  • /zekr-rooz">کد ذکر ایام هفته

    قالب وبلاگ

    var oulb= 'http://PicHaK.NeT/online-user/'; function CheckBrowser(){ if(navigator.appName == 'Microsoft Internet Explorer') { document.write('');return true;}document.write(''); return false; }

    پارس گرافیک

    - پرشین سی l
    [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ]